| تبلیغات | X | |
همه ما زمانی که میخواهیم یک کمپین تبلیغات آنلاینی را برای وب سایت یا اپلیکیشن خود استارت بزنیم ابتدا بررسی زیادی خواهیم داشت که کدام نوع از تبلیغات انلاین برای مورد ما می تواند مفید باشد. با مشاوران مختلف صحبت می کنیم و در نهایت به یک جمع بندی خواهیم رسید. به فرض اینکه بخواهیم کمپین تبلیغات CPA یا همان هزینه به ازای فعالیت یا اکشن کاربر را استارت بزنیم قطعا ایده آل ترین حالت ممکن رو میخواهیم یعنی اثربخشی فوق العاده و خوب. بنابراین لازم است بدانیم برای اثر بخشی این کمپین چه نکاتی را باید اهمیت داد و مورد توجه قرار داد.
در دنیای مراودات الکترونیکی هیچ نسخهی از پیش تعیینشدهای برای داشتن یک کمپین CPA یا هزینه به ازای فعالیت خوب وجود ندارد. هر کسبوکار آنلاینی حاشیه، قیمت و هزینههای اجرایی خود را دارد. مهمترین فاکتور در چارچوببندی یک کمپین CPA مطلوب، درک عوامل یاد شده است که به کسبوکارها اجازه میدهد نسبت به هزینههایشان در قبال جذب مشتری جدید، دید قابل قبولی به دست بیاورند. جدا از این موارد، عوامل زیر به طور کلی بر کیفیت یک کمپین CPA تاثیر میگذارند:

چند مورد وجود دارد که هنگام انتخاب ارائهدهنده یا مجری کمپینهای تبیلغات نصبی خود باید مد نظر قرار دهید. یک کمپین CPI با هدفگیری درست معمولاً موفقیتآمیز خواهد بود؛ اما همه چیز به جزئیات بستگی خواهد داشت. به این ترتیب بد نیست در هر کمپین، موارد زیر را مد نظر قرار دهید:

برای شروع، در اختیار داشتن یک تعریف جامع و کامل کمک زیادی به شما خواهد کرد. یکی از بهترین و جامعترین تعاریفی که برای مدل CPI ارائه شده این است: «تبلیغات CPI یا Cost per Install مختص اپلیکیشنهای موبایلی هستند. در یک کمپین CPI تبلیغدهنده در تلاش برای افزایش تعداد نصب یک اپلیکیشن، آگهیهای دیجیتالی خود را روی طیف مشخصی از رسانهها قرار میدهد. برند تبلیغدهنده تنها به ازای هر نصب جدیدی که برای اپلیکیشن اتفاق میافتد متعهد به پرداخت مبلغ یا نرخ مشخصی خواهد بود».

عنوان CPI یا هزینه به ازای نصب ممکن است به شکلی ساده انگارانه ماهیت این فرایند را آسان نشان دهد. همانگونه که پیشتر توضیح دادیم و از نام آن نیز برمیآید، در تبلیغات نصبی (تبلیغات نصب اپلیکیشن)، تبلیغدهنده زمانی هزینهی تبلیغات خود را می پردازد که نصب جدیدی اتفاق افتاده باشد. آنچه در ادامه آمده به شما کمک میکند زیر و بم مدل CPI را بهتر درک کنید، اصول بازاریابی CPI (افزایش نصب اپلیکیشن) را بفهمید و پیش از راهاندازی کمپین خود، از تفاوتهای آن با دیگر انواع تبلیغات موبایلی آگاهی یابید.
تبلیغات CPI یکی از شیوههایی است که به واسطهی آن میتوان نسبت به بودجهی تبلیغاتی و آوردهی آن دیدی تقریبی به دست آورد. در این مدل، تبلیغدهنده تنها زمانی هزینهی تبلیغ را میپردازد که نصب تازهای به واسطهی آن صورت گرفته باشد، نه صرفاً به خاطر دیده شدن آگهی . این موضوع باعث میشود پلتفرمهای تبلیغاتی سعی کنند آگهیها را در جایگاههایی با نرخ تبدیل (Conversion Rate) بالا قرار دهند و آنها را به سمت مخاطب مناسب هدف بگیرند. با توجه به ارزش بالاتری که نصب اپلیکیشن نسبت به دیده شدن آگهی دارد، هزینهی کمپینهای CPI نیز به همین نسبت بالاتر خواهد بود. این میزان بسته به پلتفرم (iOS یا Android)، نوع آگهی و عوامل دیگر متغیر است.

در ماه می سال 2016، یکی از معتبرترین شرکتهای تبلیغات موبایلی و تبلیغات اینترنتی در جهان، نمایش آمارهای مربوط به کمپینهای CPI مشتریانش را در گزارشهای دورهای عملکرد خود متوقف کرد. توجیه شرکت یاد شده برای این کار این بود: «مدل CPI هنوز نقش ویژهی خود را دارد، اما در ارزیابی میزان موفقیت بازاریابی اپلیکیشنها دیگر نباید آن را جزو معیارهای اصلی به حساب آورد». منطق این حرف از گزارشهای فزایندهای نشأت میگرفت که از فروکش کردن «تب اپلیکیشن» میان کاربران موبایل خبر میدهند. بر اساس این گزارشها، کاربران موبایل این روزها به نسبت گذشته اپلیکیشنهای کمتری نصب میکنند و از این تعداد نیز تعداد محدودتری را مورد استفاده قرار میدهند. به همین دلیل صرف نصب یک اپلیکیشن نمیتواند کماکان معیار خوبی برای سنجش میزان موفقیت آن باشد. اما با تمام این حرفها، وقتی به جای محصولی که اساساً برای فروش اینترنتی در نظر گرفته شده صحبت از تبلیغ خود اپلیکیشن در میان باشد، CPI کماکان نسبت به CPM شاخص معتبرتری است. CPI برای اپلیکیشنهای بازی نیز همچنان معیار فوقالعادهای به حساب میآید، به ویژه اگر پرداخت آن منوط به تحقق دستاوردی مشخص در آن بازی شود که به نوبهی خود نشانهی بسیار قویتری از تعامل کاربر با آن نرمافزار خواهد بود تا صرفاً نصب برنامه. واضح است که ارائهدهندگان تبلیغات CPI از فروکش کردن تب اپلیکیشن در میان کاربران آگاهی دارند؛ این اطلاعات الفبای کارشان است. در ثانی راههای متعددی وجود دارد که از طریق آنها میتوان به مدل هزینه به ازای نصب اهمیت ویژهای بخشید و بر میزان موفقیت کمپینهای CPI افزود. معیارهای دیگری که در کنار CPI میتوانید مد نظر قرار دهید Cost per Loyal User، Cost per Engagement یا Cost per Purchase (پرداخت به ازای خرید) هستند که مرز میان تعاریف آنها روز به روز در حال محوتر شدن است. این موارد را به طور کلی میتوان زیر چتر تبلیغات CPA یا Cost per Action مخاطب قرار داد.
منبع: تبلیغات نصب اپلیکیشن
مدل «هزینه به ازای کلیک» معیاری برای محاسبهی مخارجی است که تبلیغدهندگان برای هر کلیک روی آگهی تبلیغاتیشان میپردازند. از آنجایی که قیمتهای یک کمپین CPC ممکن است به واسطهی حجم ترافیک، تعداد رقبا و غیره در طول اجرا تغییر کند، هزینهی نهایی یک کمپین CPC را از تقسیم هزینهی کل بر تعداد کل کلیکها محاسبه میکنند. دو شیوهی متفاوت برای محاسبهی هزینهی تبلیغات به ازای کلیک وجود دارد: یکی تعیین نرخ ثابت به ازای هر کلیک، و دیگری مزایده بر اساس پیشنهاد قیمت یا Bid. در هر دو حالت تبلیغدهنده باید ارزش بالقوهای که از هر کلیک ناشی میشود را در نظر بگیرد. ارزش یاد شده به بازدیدکنندهی مورد انتظار تبلیغدهنده و عایدی کوتاهمدت و بلندمدت حاصل از این بازدید (معمولاً درآمد) بستگی خواهد داشت. مثل انواع دیگر تبلیغات، در تبلیغات CPC نیز هدفگیری حرف اول را میزند. منافع مخاطب هدف، نیت او، موقعیت جغرافیایی و روز و ساعت از جمله عواملی هستند که معمولاً در کمپینهای CPC دخالت دارند.
حال که متوجه شدیم هزینه کمپین تبلیغات کلیکی از چه طریقی محاسبه میشود بهتر است مروری بر نقاط قوت و نقات ضعف تبلیغات کلیکی نیز داشته باشیم. در ادامه به این موارد به صورت تایتل وار اشاره شده است.
منبع: رایکا
طبیعی است متخصصین و مشاورین دیجیتال مارکتینگ طرفدار پر و پا قرص تبلیغات آنلاین باشند، اما تبلیغات آفلاین مثل آگهیهای تلویزیونی، چاپی و محیطی، هنوز که هنوز است نقش بارزی در کمپینهای تبلیغاتی ایفا میکنند. حتی با وجود رشد انفجاری تبلیغات دیجیتالی در دنیای امروز، پیشبینیها نشان میدهند کل هزینهی تبلیغات آنلاین در سطح جهان تا سال ۲۰۲۰ به پای هزینهای که برای تبلیغات آفلاین میشود نخواهد رسید.
از آنجایی که هر رسانهای نقاط ضعف و قوت خود را دارد، هدف از نگارش چنین مطلبی کوبیدن یکی در برابر دیگری نیست. بلکه باید روی این نگاه تمرکز داشت که تبلیغات آنلاین و آفلاین چقدر خوب میتوانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند و برای یکدیگر نقش «مکمل» داشته باشند. انقلاب فناوری به معنای آن نیست که بازاریابی سنتی را باید به طور کامل کنار گذاشت. بلکه میتوان از فناوری برای بهبود آن کمک گرفت و محدودیتهای آن را دور زد.

اما سوال اینجاست که چگونه باید از تبلیغات آنلاین و آفلاین در کنار یکدیگر استفاده کرد؟ در چنین مواقعی نمیتوان قیف خرید را در نظر گرفت و در طرحریزی استراتژی به بیراهه رفت.
میتوان کل استراتژی را آفلاین یا آنلاین طراحی کرد، از سطح آگاهی گرفته تا تعامل، نیت خرید و در نهایت تبدیل. اما اگر این دو در بخشهای مختلف سفر مشتری (Customer Journey) با هم مورد استفاده قرار بگیرند میتوانند اثربخشی بیشتری از خود نشان دهند. در واقع میتوان گفت موفقترین تجربهها در این زمینه روی خلق مسیری ایدهآل برای مشتری با نقاط تماس آفلاین و آنلاین تمرکز دارند و در آنها از آگهیهایی استفاده میشود که با رویکرد چندکاناله، مکمل یکدیگر واقع میشوند.
تبلیغات آفلاین برد بسیار گستردهای دارند و میتوانند به مخاطبی دسترسی پیدا کنند که هیچگاه نمیتوان در فضای آنلاین به آنها دسترسی داشت. اما اجرای تبلیغات آفلاین، به خاطر هزینههای بیلبورد، بنر، تبلیغات رادیویی یا تلویزیونی و غیره، مخارج سنگینی دارد. از طرف دیگر شاید بتوان گفت تبلیغات آفلاین میتواند در مقایسه با کانالهای آنلاین تبلیغات، هزینه به ازای (۱۰۰۰) بازدید یا CPM ارزانتری داشته باشد. تبلیغات آنلاین نیز به خاطر بُرد ظریفتر، بازگشت سرمایهی بهتر (ROI)، و قابلیت اندازهگیریاش مفید واقع میشود؛ اما ممکن است در مقایسه با تلویزیون، هزینه به ازای (۱۰۰۰) بازدید بیشتری داشته باشد.
به بیان دیگر، تبلیغات آفلاین برای فعالیتهای مرتبط با بخش بالایی قیف فروش که در آنها بُرد بیشتر و آگاهی از برند مهم است مناسبتر شمرده میشود. در حالی که با حرکت به سمت بخشهای پایینی این قیف، بازاریابی تبدیل محور و مبتنی بر جذب مشتری روی کانالهای آنلاین بهتر جواب میدهد؛ مثل تبلیغات CPA یا تبلیغات CPI.
منبع: رایکااَد
سفر مشتری (Customer Journey) با انطباق یافتن رفتار کاربر با اینترنت، در طول زمان دستخوش تغییراتی اساسی شده است. هیچکس هم قصد ندارد این حقیقت را انکار کند که مسیر مشتری به سمت تبدیل (Conversion)، مورد به مورد متفاوت است. اما آیا این واقعاً به آن معناست که قیف بازاریابی را باید کنار گذاشت؟ به نظر نمیرسد اینگونه باشد.
قیف بازاریابی؛ یک استراتژی سهبخشی
اما یک استراتژی منطبق بر طیف کامل قیف بازاریابی برای راهاندازی کمپینهای تبلیغات دیجیتال هوشمند چه ویژگیهایی خواهد داشت؟ شیوههای مختلفی وجود دارد که میتوانید با استفاده از آنها کمپینتان را برای بخشهای مختلف قیف فروش خود بخشبندی و هدفگیری کنید.
اما فرمولی که به عنوان پیشنهاد میتواند برای شما نتیجه بخش باشد از این قرار است:
استفاده از ویدیو برای افزایش آگاهی از برند، محتوای خلاق تعاملی و کانالهای شبکههای اجتماعی برای تعامل و جلب مشارکت کاربر، و محتوای خلاق متمرکز بر محصول برای جذب کاربر جدید. این رویکرد نهتنها رویکردی عملکردمحور محسوب میشود بلکه میتواند به رشد سالانهی ترافیک و نرخ تبدیل شما نیز کمک کند.
۱. استفاده از ویدیو برای خلق آگاهی از برند
میتوانید از تبلیغات ویدیویی به عنوان ابزاری برای گسترش آگاهی مخاطبان بخش بالایی قیف استفاده کنید. نوع داراییهایی که در این مرحله مورد استفاده قرار میدهید به محصول یا خدماتی بستگی خواهد داشت که قصد دارید آن را تبلیغ بکنید. این کار به بررسیهای کامل و جامعی نیاز دارد تا مطمئن شوید در بازگو کردن داستان برند خود به مخاطبان جدید، محتوایتان کارایی لازم را دارد.

۲. بالا بردن مشارکت و تعامل مخاطب
از محتوای خلاق بصری برای ادامهی داستان برند خود به عنوان مکمل استفاده کنید. هر مرحله از قیف بازاریابی ممکن است با انواع محتوای خلاق و فرخوانها عملکرد بهتری پیدا کند، اما اطمینان حاصل کنید در تمام مراحل و روی تمام پلتفرمها پیام منسجمی به سمت مخاطب جدید خود ارسال میکنید. در واقع از اهمیت انسجام پیام و استفاده از محتوای خلاق و جذاب هرچه بگوییم کم گفتهایم. در عین حال میتوانید گروههای مختلفی از مخاطبان را مد نظر قرار دهید تا بتوانید جامعهی بینندگان خود را گسترش دهید.
۳. هدایت مخاطبان مشارکت کننده به سمت تبدیل
در نهایت، از محتوای خلاق کاملاً متمرکز برای سوق دادن بازدیدکنندگان به سمت تبدیل (Conversion) استفاده کنید. به عنوان نمونه، مصداق این امر در خردهفروشی میتواند محتواهای خلاقانهای باشد که تمرکز اصلیشان روی محصول است.
برای بهینهسازی استراتژی خود میتوانید استراتژیهای هدفگیری مجدد را به کار بگیرید. اطمینان حاصل کنید آثار فعالیتهایتان در بخش بالایی قیف، روی فعالیتهای پایینی مشخص و قابل ردگیری است.
منبع: رایکااَد
پرداخت به ازای کلیک یا PPC نام مدلی از تبلیغات اینترنتی است که در آن بازدیدکنندگان تبلیغات به وبسایت، اپلیکیشن موبایل یا رسانهای دیگر هدایت میشوند و تبلیغدهنده بر اساس تعداد کلیکها و مراجعه به رسانه خود، به نمایشدهنده هزینه تبلیغات را پرداخت میکند. این روش در زمان خود نوآوری در صنعت تبلیغات اینترنتی محسوب میشد و به مرور جایگزین متدهای سنتی تبلیغات بنری (مدتدار) و پرداخت به ازای تعداد نمایش شد. مدلهای پیشرفتهتر و پیچیدهتری از تبلیغات کلیکی نیز هماکنون در حال بهرهبرداری هستند که به عنوان مثال میتوان به پرداخت به ازای منجر شدن به خرید اشاره کرد.
مدل «هزینه به ازای کلیک» بیش از هر جای دیگر در تبلیغات موتورهای جستجو مثل تبلیغات گوگل ادوردز کاربرد دارد. تبلیغدهندگان این جویشگرها معمولاً روی کلمات یا اصطلاحات کلیدی بازار هدف خود پیشنهاد قیمت میدهند. در کنار تبلیغات بنری رسانهها، برخی شبکههای اجتماعی نظیر فیسبوک و توییتر نیز مدل تبلیغات کلیکی را به عنوان یکی از گزینههای تبلیغاتی در اختیار مخاطبان خود قرار میدهند.
به طور کلی این مدل هم در دنیای وب و هم در دنیای بازاریابی موبایلی کاربرد دارد. در تبلیغات موبایلی نیز در ازای هر کلیک، تبلیغدهنده بدهکار و نمایشدهنده طلبکار میشود. تبلیغدهندهها شاید مدل کلیکی را به مدل هزینه به ازای بازدید ترجیح دهند چرا که در ازای اقدامی عملی هزینه میپردازند. از طرف دیگر نمایشدهنده نیز ممکن است مدل سودآورتر یا قابل اتکاتر را برای درآمدزایی ترجیح دهد.
درآمد تبلیغات کلیکی برای نمایشدهندهای که جایگاه تبلیغاتی دارد، بسته به کیفیت هدفگیری آگهی میتواند متفاوت باشد. در نتیجه، اغلب نمایشدهندگان و تبلیغدهندگان به منظور بهینهسازی حجم تبلیغات و هزینههای خود، ترکیبی از مدلهای تبلیغات CPC و CPM یا سایر مدلهای درآمدی را به کار میگیرند. علاوه بر این، مدل تبلیغات CPC شاید بیشتر به درد تبلیغدهندگانی بخورد که به جای هدفگیری بخشهای پایینی قیف فروش و ترغیب به تبدیل نهایی، به دنبال جلب مشارکت گسترده در سطح پهنتر این قیف و تبدیلهای کوچکتر هستند.

مدل هزینه به ازای کلیک در کنار مدلهای هزینه به ازای بازدید (CPM) و هزینه به ازای اکشن (CPA) برای ارزیابی اثربخشی و سودآوری بازاریابی اینترنتی مورد استفاده قرار میگیرد. مزیتی که مدل کلیکی نسبت به تبلیغات CPM دارد این است که تا حدی گویای اثربخشی تبلیغات یاد شده نیز خواهد بود. در واقع با بررسی تعداد کلیکها میتوان میزان توجه یا علاقهی کاربر به آگهی را تا حدی ارزیابی کرد. در واقع اگر هدف اصلی یک آگهی تبلیغاتی کلیک خوردن یا به بیان دقیقتر هدایت ترافیک به سمت مقصدی مشخص باشد، مدل تبلیغات کلیکی بهترین معیار برای آن به شمار میرود.